تبلیغات
SM.STORY - سلاممممممممم



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393-10:07 ب.ظ

نویسنده :Nora elf

سلاممممممممم


اهوم اهوم....



خب این یه نیمچه فیکه


 
از یکی از دوستام گرفتمش 



تو یه وب دیگه میزارتش منم ازش اجازه گرفتم تا این جا هم بزارمش




برید ادامه و معرفی اشو بخونید اگه دوس داشتید بهش میگم ادامه شو بهم بده


دی او:

 

به لبخند کج و کوله ام تو ایینه خیره شدم! با خودم فکر کردم مطنئا من جز خوش قیافه ترین ادم های این دنیا ام!

بند کوله پشتی امو رو شونه هام جا به جا کردم و با همون لبخند و کج و کوله و قطعا دختر کش از خونه بیرون اومدم!

 

لوهان

به سهون خیره شدم زنگ اول بود مطنئا کسی انتظار نداشت سهون این موقع روز بیدار باشه حتی معلم تاریخمون که با بیخیالی از کنار سهون که مثل هر زنگ اول دیگه ای سرشو روی میز جلوش گذاشته بود با صدای خیلی ارومی خر و پوف میکرد رد شد !

تا حدی که می تونستم  اخم ترسناکی کردم به دختری که به لب های نیمه باز سهون خیره شده بود نگاهی کردم! د جواب لبخندی زد فورا چشم هاشو از سهون برداشت هوووف این جوری نمی تونم رو حرفای این معلم پیر راجب جنگ ها داخلی چین تمرکز کنم! باید با سهون حرف بزنم از این به بعد حق نداره زنگ های اول بخوابه!

با صدای همهمه و جیغ های  کوتاه  پسرا و دخترا به خودم اومدم به اطارف نگاه انداختم تا بفهمم چی شده  نگام روی کای و دی او ثابت موند و پوزخندی زدم! طبق معمول بازم کای طاقت نیو رده بود درست در مقابل چشم های کل کلاس شروع به بو""سیدن دی او کرده بود باعث این همه سرصدا شده بود ! و دقیقه ای که بنظر من برای دی او که از خجالت قرمز شده بود مثل ه یک سال گذشت با صدای سرفه خشک معلم تاریخ که سعی داشت کلاس رو به وضعیت خواب الودگی قبل برگردونه  کای راضی به جدا کردن ل"ب هاش از ل"ب های خوش فرم دی او بشه!

سرمو با لبخند به سمت دیگه کلاس چرخید و دست های شیطون بکیهون رو که به وضوح به نو"ازش کردن چانیول می پرداخت رو ببینم و چانیول هم مثل همیشه بیخیال به روبرو خیره شده بود!

به بکهیون لبخند کجی زدم اونم مثل همیشه شونه هاشو بالا انداخت و خندید!

هوووف کاش سهونم نمی خوابید....

البته من شکایتی نداشتم چون سهون فقط زنگ های اول و اخر خواب بود بیقه زنگ های بیدار بود خب ...حسابی جبران اون چند ساعتی رو که می خوابید رو در می اورد!

صدای زنگ باعث شد بالاخره معلم تاریخ به همون قدر توضیح خسته کننده اش راجب تاریخ اکتفا کنه از کلاس بیرون بره!

با خوشحالی به سهون که حالا در حال مالیدن چشم هاش بود خیره شدم و با ذوق گفتم : صبح بخیر بیبی!

در حالی که خمیازه می کشید در جواب لبخندی که از نظر من زیبا ترین لبخند دنیا بود گفت: خوب چیزی رو که از دست ندادم؟

در حالی که سعی میکردم  به دختر هایی که بهش خیره شده بود بی توجه باشم گفتم: بجز یه فرن"چ ک"یس از کاسیو ن!

خندید و درحالی که دستمو می کشید تا باهام به سمت حیاط بریم گفت: چه طوره یه جای خلوت تر بهم نشون بدی چه طوری بود!

در حالی که با ذوق می خندیدم گفتم: خوشحال می شم باجزئیات بهت بگم!

 



نوع مطلب : exo  Dairy 
foot pain
شنبه 18 شهریور 1396 03:36 ب.ظ
Hi! I'm at work browsing your blog from my new apple iphone!
Just wanted to say I love reading your blog and look forward
to all your posts! Carry on the excellent work!
feet issues
شنبه 18 شهریور 1396 05:38 ق.ظ
What's up Dear, are you genuinely visiting this website on a regular basis, if so after that you will absolutely get good know-how.
Where is the Achilles heel?
دوشنبه 16 مرداد 1396 12:55 ب.ظ
I was suggested this website by my cousin. I am not sure whether this post is
written by him as no one else know such detailed about my difficulty.
You are amazing! Thanks!
Clayton
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 01:42 ق.ظ
You can certainly see your skills in the paintings you write.

The sector hopes for more passionate writers like you who aren't afraid to say how
they believe. All the time go after your heart.
manicure
شنبه 9 اردیبهشت 1396 10:22 ق.ظ
Hello! I just would like to offer you a big thumbs up
for your excellent information you have got right here on this
post. I'll be returning to your blog for more soon.
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 01:46 ب.ظ
For newest information you have to visit web and on world-wide-web I found this site as
a best website for hottest updates.
manicure
جمعه 18 فروردین 1396 01:34 ب.ظ
Everything published made a bunch of sense. However, what about this?

suppose you added a little content? I ain't saying
your content is not solid, but suppose you added something
that makes people want more? I mean SM.STORY - سلاممممممممم is a little boring.
You might look at Yahoo's home page and watch how they create
article headlines to grab viewers interested.
You might try adding a video or a pic or two to get people
excited about what you've written. In my opinion, it would make your blog a little
bit more interesting.
Atefeh
یکشنبه 9 فروردین 1394 08:53 ب.ظ
لطفا ادامشوبذار
پاسخ Nora elf : گذاشتم گلمممم
لیلی
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 01:49 ب.ظ
ممنون میشم بزاری
پاسخ Nora elf : واقعا؟؟
چشممممممممممم گلممممممممممممممممممممممممممممم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر