تبلیغات
SM.STORY - Dairy



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:دوشنبه 15 اردیبهشت 1393-10:32 ق.ظ

نویسنده :Nora elf

Dairy

اهوم اهوم...

اومدم با قسمت جدید!!

این قدر بهش غر زدم تا قسمت جدید نوشت بهم داد

توجه کردید من چه ادم خوبی م؟؟

فقط بخاطر یه نفر که ازم خواست دارم ادامه شو میزارم

عنوان : هییییی تو جرئت  داری یه بار دیگه بگو!

بکیهون:

هووووف....با دقت موهامو به سمت بالا شونه زدم و به لبخند کج ام تو ایینه خیره شدم! واووووو پارک چانیول حتی فکرشم نکن که بتونه ختی یه لحظه چشم ازم برداری! با این فکر با ذوق خندیدم و از دستشویی  همیشه شلوغ مدرسه بیرون اومدم! مطنئا الان چانیول سر کلاس شیمی و داره باز مثه خنگا به حرفای اون معلم چرت گوش میده! هه...وقتی هیچی ازشون نمی فهمه چرا بهش گوش میده؟ هووف من خودم در خلقت این بشر موندم! اه کلاس نیم ساعت دیگه تموم میشه تا اون موقع چی کار کنم؟

 خوب بزار ببینم الان زنگ دومه و این یعنی سهون تازه از خواب بلند شده!!! اومووووووو من یه نابغ ام!!!!

لوهان:

بی تو جه به اطرافم بودم فقط حواسم به حرکت ل"ب های سهون روی ل"ب هام بود که صدای بلند بکهیون که می گفت: ایگووووو لوهان داری اشتباه این کار می کنی اصلا بلد نیستی درست ببو"سی باعث شد با حسرت خودمو از سهون جدا کنم....

به طرف بکهیون که با فاصله کمی از ما  درست پشت سر من و روبه سهون ایستاده بود برگشتم و با حرص بهش نگاه کردم.سهون با عصبانیت فوتی کرد گفت: تو این جا چی کار میکنی؟

با لبخند کجی بهم خیره شد گفت: خب از اون جایی که دوست ""پسر احمقم بازم رفته سر کلاس شیمی و منم به شدت حوصله ام سر رفته بود گفتم سری به دوستای عزیزم بزنم!

جملشو با یه نیشخند تموم کرد! سهون با صدایی که سعی میکرد پایین نگه اش داره گفت: از کوجا فهمیدی این جایم؟

بکیهون در حالی که لبه ایه یکی از صندلی ها می نشست گفت و ضربه ارومی به سر سهون میزد گفت: اومو این هر کسی میدونه که تو و لوهان رو می شه بعد  از بیدار شدن این جا پیدا کرد!

با نا امیدی کنار بکیهون نشستم گفت: هیونگ...اممم ...چه قدر دیگه کلاس چانیول تموم میشه؟

بکیهون نیشخندی زد و در حالی که موهامو بهم مریخت گفت: ایگوووو این قدر دلت میخواد تنهاتون بزارم؟خوب یه خبر بد برات دارم لوهان !! نیم ساعت دیگه!!

با ناراحتی و اخم به سهون خیره شدم. سهون در جواب فقط نگاه م کرد چند دقیقه بعد در حالی که دست بکهیون رو می کشید و بزور باخودش می برد گفت: دی او کای همین اطرافن منتظرتن و در حالی که نیشخند میزد گفت: از طرف ما بهشون سلام برسون!

سهون بعد از این که از رفتن بکهیون مطئن شد به سمتم اومد گفت: خوب کجا بودیم؟

بکهیون:

ایششششششششششش چه طور جرئت کردن منو بیرون کن!!! سهون واقعا بد اخلاقه لوهان عاشق چیه این پسر شده!!چیجااااااا

هه...میگه چه جوری پیداشون کردم اینو دیگه هر کسی میدونه که سهون و لوهان درست بعد از بیدار شدن سهون از خواب میان پشت مدرسه!! نکنه فکر کردن فقط خودشون اونجا رو بلدن!!

اح ربع ساعت دیگه مونده حالا چی کار کنم!!! برم سراغ دی او کای؟ ایششش اون کای موزمار هر دفعه از ترس این که پیداشون کنم جاشونو عوض می کنه! این دفعه دیگه کجا رفتن دفعه اخر هنوز یادمه وقتی توی دستشویی دخترونه پیداشون کردم

خخخخخخخخخخخخخ...کای حسابی عصبانی بود و دی او کاملا قرمز شده بود!! ولی باید اعتراف کنم کای واقعا باهوش بود اگه  مین سوک بهم نمی گفت امکان نداشت بتونم حدس بزنم اونجام!!

دوباره به حیاط خلوت مدرسه نگاه کردم هییی...نصف بچه ها سر کلاس بودن نصف دیگه هم  که کلاس رو جیم زده بودن این گوشه اطارف قایم شده بودن .با حرصت به ساختمون مدرسه نگاه کردم شاید بهتره بود منم با چانیول میرفتم سرکلاس حداقل اون جوری میدمش!! اهو نه نه اصلا حاظر نیستم به اون کلاس مسخره برگردم!!

چانیول:

در حالی که داشتم راجب مبحث جالبی که امروز سر کلاس راجبش بحث کردیم  با یکی از دخترای کلاس بحث میکردم از ساختمون مدرسه خارج شدم. که صدای بکهیون من و به خودم اورد

_هی دارید راجب چی باهم حرف میزنید

موقع گفتن این جمله اخم بامزه ای کرد که باعث می شد نتونم جلو خودمو بگیرم و لبخند نزدم

با بیخیالی شونه هامو بالا انداختمو گفتم: راجب پرژه درسی مون!

چشم هاشو باریک کرد و به هر دمون خیره شد.نمی دونم چرا ولی از این که این جوری باز خواستم می کرد خوشم می اومد

دختری که کنارم ایستاده بود به کلی حضورشو فراموش کرده بودم سرفه کوتاهی کرد و گفت: خیلی خوب اوپا فردا ساعت 6:00 می ایم خونه تون!

با تعجب نیم نگاهی بهش انداختم و قبل از این که بتونم چیزی بگم بکیهون با صدای جیغ مانندی گفت: یااااااااا کی قراره بره اون موقع شب بره خونه کی؟

دخترکه لورننام داشت  در حالی که داشت ازمون دور می شد داد زد : من که مشکلی ندارم !

بکیهون در جواب با صدای جیغ مانندی گفت: ولی من دارم!!

قبل از این که بکهیون دوباره متوجه حظور من بشه سعی کردم اروم از کنارش رد بشم و خودمو نجات بدم که صدای فریاد عصبی ش مانع م شد!

_یااااااااااااا پارک چانیول!!!!!! جرئت نکن یه قدمه دیگه برداری

در حالی که سعی می کردم لبخند زیبایی بزنم به سمتش برگشتم گفتم

اهو ببیی من خیلی عجله دارم بعدا می بینمت اوکی؟ منتظر جوابش نموند بلا اخرین سرعت ازش دور شدم چون مطئنا اونجا موندم سودی نداشت جز جر و بحث بی فایده ای با بکهیون!

دی او:

زنگ اخربود طبق معلوم سهون در چرت بعد ازظهری به سر می برد لوهان هم مثله همیشه مواظب نگاهی مشتاق دخترا به اون بود! اوهو البته من همیشه اعتقاد داشتم که دخترای این مدرسه بی سلیقه ن و گرنه کای از سهون خیلی خیلی خوش قیافه تره و البته بابت این موضوع ناراحت نبودم!

نگاهمو به اطارف کلاس چرخوندم عجیب بود دست های بکیهون روی پاهای چانیول نبود یا من داشتم اشتباه می دیدم؟ چی حتی بهم نگاهم نمی کنن؟؟؟ با تعجب سرمو تکون دادم که صدای کای باعث شد سرمو با خجالت پایین بندازم و سعی کنم رو درس تمرکز کنم

_سرتو اون جوری تکون نده باعث میشه تح//ریک شم که ببو//سمت

 



نظرات() 
نوع مطلب : exo  Dairy 
jocuri cu mario
پنجشنبه 10 اسفند 1396 05:07 ب.ظ
وای که عجیب بود من فقط یک نظر فوق العاده طولانی نوشتم اما پس از کلیک روی آن
ارسال نظر من ظاهر نشد گریس... خوب من نیستم
همه چیز را دوباره نوشتم صرفنظر از این، فقط می خواستم بگم وبلاگ عالی!
pool rivals hack
جمعه 29 دی 1396 05:23 ق.ظ
That is a great tip particularly to those new to the blogosphere.
Brief but very precise information… Thank you for sharing this one.
A must read post!
Why do they call it the Achilles heel?
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:39 ب.ظ
Oh my goodness! Incredible article dude! Thanks, However I am experiencing
issues with your RSS. I don't know the reason why I cannot join it.
Is there anybody else getting identical RSS problems?

Anyone who knows the solution can you kindly respond? Thanks!!
How can we increase our height?
یکشنبه 15 مرداد 1396 05:06 ب.ظ
An outstanding share! I have just forwarded this onto a co-worker who has
been conducting a little research on this. And he in fact
bought me breakfast because I found it for him...
lol. So let me reword this.... Thanks for the meal!! But
yeah, thanx for spending the time to discuss this topic here on your website.
http://slateraoipboqhqd.soup.io
سه شنبه 20 تیر 1396 07:12 ب.ظ
I appreciate, cause I discovered exactly what I was having a look for.
You have ended my 4 day lengthy hunt! God Bless you man. Have a great day.
Bye
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 06:22 ب.ظ
you are really a excellent webmaster. The site loading velocity is amazing.
It kind of feels that you are doing any distinctive trick.
Also, The contents are masterpiece. you've performed a
great activity in this subject!
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 04:15 ب.ظ
I was recommended this web site by my cousin. I am not sure whether this post is written by him as
nobody else know such detailed about my difficulty.
You are incredible! Thanks!
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 02:32 ب.ظ
Hello mates, how is the whole thing, and what you wish
for to say concerning this post, in my view its actually amazing for me.
manicure
جمعه 18 فروردین 1396 03:36 ب.ظ
I am now not certain where you're getting your info,
however great topic. I must spend some time finding out more
or working out more. Thanks for magnificent information I
was on the lookout for this information for my mission.
manicure
چهارشنبه 16 فروردین 1396 07:47 ق.ظ
Right now it sounds like Drupal is the top blogging platform available right now.
(from what I've read) Is that what you are using on your blog?
رزیتا
سه شنبه 26 اسفند 1393 11:49 ق.ظ
مرسی عزیزم عالی بود فدامدات
پاسخ Nora elf : خواهش می کنم گلم خوشحالم خوشت اومد
لیلی
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 03:21 ب.ظ
خیلی ممنون که بقیشو گذاشتی ممنووون
میدونم بقیه هم میخونن نظر نمیدن نامردا
اهااااا تازه خیلی باحال بود
وای چرا این کای اینقد منحرفهههههههه واقن که
چانی واقن اعصابمو خط خطی کرد ایشششش از خداشم باشه داداشم به این گلی
هونهانم که بیخیال بهتره هیچی نگم
مممنووووون
پاسخ Nora elf : خیلییییییییییی خواهشششششششششششش
خخخ همین که یه نفرم نظرشو بهم بگه برام کافیه
واقعا؟
خب کای یه دیگه کاریش نمی شه کرد
والله از خداشم باشه
یس یس
خواهشششششششش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر